محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

4631

تاريخ الطبرى ( فارسي )

رها كرد . وقتى خبر هزيمت به عبد الله بن على رسيد ، موسى بن كعب به دو گفت : « پيش از آنكه هزيمتيان به اردوگاه رسند و آنچه بر مخارق گذشته معلوم شود ، سوى مروان حركت كن . » پس عبد الله بن على ، محمد بن صول را پيش خواند ، او را بر اردوگاه گماشت و حركت كرد . ابو عون بر پهلوى راست وى بود . مروان بن وليد ، بر پهلوى چپ وى بود ، سه هزار كس از سرخ پوشان [ 1 ] با وى بودند بعلاوه دو كانيان و صحصحيان و راشديان . گويد : وقتى دو سپاه تلاقى كرد ، مروان به عبد العزيز بن عمر بن عبد العزيز گفت : « اگر امروز آفتاب بگشت و آنها با ما نبرد نكردند ما كسانى خواهيم بود كه خلافت را به عيسى بن مريم تسليم مىكنيم ، و اگر پيش از زوال خورشيد با ما نبرد كردند انا لله و انا اليه راجعون . » گويد : مروان كس پيش عبد الله بن على فرستاد و تقاضاى متاركه كرد . عبد الله بن على گفت : « ابن زريق دروغ گفت آفتاب به زوال نرود مگر آنكه وى را پايمال اسبان كنم ان شاء الله . » مروان به مردم شامى گفت : « بايستيد و با آنها نبرد آغاز مكنيد . » و آفتاب را مىنگريست . وليد بن معاوية بن مروان كه شوهر دختر مروان بود حمله برد كه مروان خشمگين شد و او را دشنام داد . ابن معاويه با مردم پهلوى راست نبرد آغازيد . ابو عون سوى عبد الله بن على عقب نشست . موسى بن كعب به عبد الله گفت : « كسان را دستور بده كه پياده شوند . » و ندا داده شد : زمين ، زمين . كسان پياده شدند و نيزه ها را بالا بردند و زانو زدند و با آنها نبرد كردند . مردم شامى عقب رفتن آغاز كردند گويى مىخواستند

--> [ 1 ] كلمهء متن : محمره .